ميرزا حسن حسينى فسايى
475
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
اوزبك جنگ كرده چندين نفر اسير اوزبك را روانه تبريز داشت . « 1 » و هم در اين سال [ 1044 ] : ميرزا ابو طالب خان اعتماد الدوله پسر حاتم بيك - اعتماد الدوله وزير اعليحضرت شاهنشاه ، شاه عباس مغفور را از وزارت معزول كردند و ميرزا تقى وزير مازندران را به جاى او برقرار داشتند . « 2 » و هم در اين سال [ 1044 ] : آب دجله طغيان نموده ، حصار شهر بغداد و چندين هزار خانه را خراب كرد چنان كه گفتهاند « 3 » : بيت : دجله را امسال رفتارى عجب مستانه بود * پاى در زنجير و كف بر لب مگر ديوانه بود « 4 » و چون اخبار يورش سپاه قزلباش به جانب وان و دياربكر به مسامع عز و جلال سلطان - مراد خان قيصر روم رسيد ، تمامت سپاه رومى را احضار فرموده ، به اندك زمانى حاضر گشته ، شمارهء آنها از حساب بيرون بود و موكب قيصرى به جانب آذربايجان نهضت فرموده ، قلعه ايروان را محاصره كرده ، تسخير نمود و دوازده هزار نفر مستحفظ گذاشته روانه تبريز گرديد « 5 » و سپاه قزلباش در همهجا ، اطراف اردوى رومى را تاخت نموده ، هر روز جماعتى را كشته و اسير مىنمودند و اعليحضرت قيصر وارد شهر تبريز گرديد و سه روز توقف كرده ، عود به ممالك روم فرمود و بعد از رفتن اعليحضرت قيصر ، اعليحضرت شاه صفى وارد تبريز گرديد و بيشتر زمستان را گذرانيد و سپاه مملكت فارس به سردارى كلب على خان والى لارستان وارد شد . در روز پانزدهم ماه رجب اين سال [ 1044 ] : در ظاهر قلعه ايروان نزول اجلال فرمود و حوالى قلعه را چهل قسمت « 6 » نموده ، هر قسمتى را براى نقبزدن و سيبه « 7 » به پيش بردن به اميرى سپرد ، پس توپهاى بزرگ قلعهكوبى را از مس ريخته ، هر روزه به جانب قلعه ايروان گلولههاى بزرگ مىانداختند و در هر يورش چندين نفر از سپاه قزلباش و رومى كشته مىشدند تا اواخر ماه شوال به جنگ سلطانى ، قلعه ايروان ، مسخر گرديد و چندين نفر از پاشايان معتبر اسير گرديدند و مابقى سپاه رومى را مرخص داشته ، روانه بلاد خود شدند و جناب شيخ حسن « 8 » برادر جناب شيخ بهاء الدين محمد جبل عاملى ، در مسجد جامع ايروان بر منبر رفته ، خطبه را به نام ائمهء اثنىعشر بخواند و ايالت ايروان به كلب على خان والى لارستان شفقت گرديد « 9 » و بعد از چند روز ايلچى پادشاه روس آمده « 10 » ، يك دست مرغ شنقار و بيست جامهء خز و سمور به حضور اعلى رسانيده ، مورد عنايت گرديد و پادشاه عالىجاه از آذربايجان به صوب اصفهان نهضت نمود . و در سال 1047 : على مردان خان « 11 » والى قندهار پسر گنج على خان والى كرمان كه از
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 457 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 457 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 457 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 457 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 459 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 460 . ( 7 ) . در متن : ( سپبد ) . ( 8 ) . ( شيخ حسن عبد الصمد جبل عاملى ) . روضة الصفا ، ج 8 ، ص 460 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 460 . ( 10 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 461 . ( 11 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 461 .